باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه
خانه ام کو ؟
خانه ات کو ؟
آن دل دیوانه ات کو ؟
روز های کودکی کو؟
فصل خوب سادگی کو؟
یادت آید روز باران !
گردش یک روز دیرین ...
پس چه شد ؟!
دیگر کجا رفت ؟!
خاطرات خوب و شیرین
باز باران
بی ترانه
بی هوای عاشقانه
بی نوای عارفانه
در سکوت ظالمانه
خسته از مکر زمانه
غافل از حتی رفاقت
حاله ای از عشق و نفرت
اشک هایی طبق عادت
قطره هایی بی طراوت
روی دوش آدمیت
میخورد بر بام خانه ...
نظرات شما عزیزان:
لیدا 
ساعت19:40---27 دی 1393
سلام وبلاگت خیلی قشنگه موفق باشی
:: موضوعات مرتبط:
اشعار و جملات زیبا،
،
:: برچسبها:
اشعار زیبا,
جملات زیبا,
|